انتظار واژه قشنگي ست ولي شعله اي كه فقط نورش تماشايي ست

 

به خدا قسم از ثمره انتظار فقط عكس خيالي تو

 

را بر قاب قلب دارم و من از نگاه مهربان توشرمندگي را ياد گرفتم

 

 

تا شاهد روزهاي خوش زندگي و نابودي غرور باشم

 

اي همصداي فرياد و اي شمع فروزان دل!

 

من با تو با انتظار بيگانه ام و با فرياد و آه در تضاد.

 

مهربانم!بايد گفت كه حتي اگر لحظه اي دور باشي

 

انتظار ثانيه به ثانيه مي گذرد و هجرت غم مي آفريند

 

و دلتنگم مي كند ببين تا چه حد عاشقم و به دور شمع عشق تو آب مي گردم

 

بي تو من مثل ماهي دلتنگم كه آرزوي دريا دارد

 

اي هم نفس !بيا تا با هم آزادي را تنفس كنيم.


 

نوشته شده توسط ارسلان در سه شنبه بیست و سوم آبان 1385 ساعت 15:41 موضوع | لینک ثابت