من که از بازترین پنجره با مردم این ناحیه صحبت کردم

حرفی از جنس زمان نشنیدم.

هیچ چشمی ، عاشقانه به زمین خیره نبود .

کسی از دیدن یک باغچه مجذوب نشد .

هیچکس زاغچه ای را سر یک مزرعه جدی نگرفت .

سهراب سپهری ، حجم سبز ، صفحه ۳۹۱

ای کاش عشق را زبان سخن بود    ...

 

هزار کاکلی شاد در چشمان توست

 

هزار قناری خاموش در صدای من

 

عشق را ای کاش زبان سخن بود  ...

 


 

نوشته شده توسط ارسلان در دوشنبه سوم دی 1386 ساعت 23:42 موضوع | لینک ثابت